خستگي کاري را به تازگي آغاز کرده ايد ولي احساس خستگي مي کنيد. چه اولين کار شما باشد و چه شغلتان را تغيير داده باشيد، به هر حال وارد اين حرفه شده ايد و احساس مي کنيد گير افتاده ايد. کارها به نظرتان ملالت آور، خسته کننده و تکراري مي آيد و زمانتان را نمي توانيد آنطور که دوست داريد بگذرانيد.

قبل از اينکه برگه ي استعفاي خود را امضا کنيد، مدتي وقت صرف کنيد و به درستي درمورد کارتان فکر کنيد. فرصتي هم به اين کار بدهيد. شايد آنقدرها هم که فکر ميکرديد خسته کننده نباشد.

راه حل هاي کوتاه مدت

1-  کارهاي روزانه تان را يادداشت کنيد
همه ي کارهايي را که تا قبل از اتمام زمان کاري مي بايست انجام دهيد يادداشت کنيد. و با انجام هر کار کنارش تيک بزنيد. با اين کار زمان برايتان سريعتر مي گذرد و شما از کارهايي که انجام داده ايد به خوبي اطلاع مي يابيد. اين کار در مواقعي هم که اطرافيان مي گويند شما سريعتر از ساير کارمندان کار نمي کنيد بسيار کمک کننده است زيرا نشان مي دهد که کارهايتان را کامل و به سرعت انجام داده ايد.

2-  طالب کار بيشتري باشيد
با رئيس خود رک و راست باشيد و از او کار بيشتري طلب کنيد و مسئوليت هاي خود را بيشتر کنيد. اگر در شرکت شما کارها به صورت گروهي انجام مي گيرد، مي توانيد کارهايتان را با همکارانتان جابه جا کنيد. يا اينکه به همکارانتان در انجام کارها کمک کنيد. اما هميشه مراقب باشيد که همکارانتان با انداختن کارهايشان گردن شما سوء استفاده نکنند. حتماً در اين مواقع رئيس را در جريان کارها بگذاريد.

3-  براي کارهايي که در حيطه ي مسئوليت شما نيست هم داوطلب باشيد
در کميته ي اجتماعي شرکتتان نام نويسي کنيد. با اين کار مي توانيد در کارهاي فوق برنامه هم شرکت داشته باشيد که شما را سرگرم نگاه خواهد داشت. در هر زمينه اي که مي توانيد، استعدادها و مهارت هايتان را نشان دهيد.

4-  به کارهايتان ارزش دهيد
به رئيس خود نشان دهيد که چه توانايي هايي داريد. براي اين منظور، کارهاي اضافه بر سازمان انجام دهيد. اما نه طوري که رئيس فکر کند قصد خودنمايي داريد. اين کارها را بدون اينکه کسي از همکارانتان متوجه شود انجام دهيد، فقط رئيس از اين کار اطلاع داشته باشد. بعد که رئيس با پيشنهادتان موافقت کرد، چند روز بعد کار را به او تحويل دهيد. با اين کارها مي توانيد توانايي ها و علاقه خود را بالاتر برده و خستگي و بيحوصلگي را از خود دور کنيد.

5-  ابتکار به خرج دهيد و کار جديدي را شروع کنيد
هميشه شروع کننده شما باشيد. پيشنهاد کارها و پروژه هاي جديد بدهيد. اين مطالب را با دست اندرکاران مربوطه در ميان بگذاريد. هدفتان اين باشد که علاقه ي خود را به کار کردن نشان دهيد، اما نگذاريد ديگران بد به شما نگاه کنند و فکر کنند با اين کارها قصد خودنمايي داريد.

6-  ديدگاهتان را درمورد کارتان تغيير دهيد
در هر پستي که کار مي کنيد، سعي کنيد نگاه خوبي به کارتان داشته باشيد. کار خود را دست کم نگيريد. اگر در قسمت اينترنت شرکت هستيد، خود را رابط حياتي به زنجيره ي ارتباطات بدانيد. اگر در قسمت جوابگويي به تلفن ها هستيد، خود را يکي از موثرترين افراد اداره بدانيد که رضايت مشتريان را جلب مي کند. در هر پستي، نقش خود را در پيشبرد اهداف شرکت موثر بدانيد. با اين طرز تفکر کار خود را بهتر انجام خواهيد داد و به سرعت ترفيع پيدا مي کنيد.

7-  از زمان استراحتتان بهترين استفاده را ببريد
اگر مي بينيد که کار باعث خستگيتان شده است، کمي استراحت کنيد. همراه چند تن از دوستان به کافه ترياي شرکت رفته و چاي يا قهوه اي بنوشيد. از ساعات استراحت خود نهايت استفاده را ببريد تا خستگيتان را کاملاً از تنتان بيرون کند و بتوانيد دوباره با انرژي کارتان را دنبال کنيد.  

راه حل هاي طولاني مدت

8-  در مورد شرکت محل کارتان بيشتر بدانيد
سعي کنيد اطلاعات بيشتري در مورد شرکت کسب کنيد. از همکارانتان در اين زمينه سوال کنيد. از روابط شرکت آگاهي پيدا کنيد. همکارانتان را بشناسيد و از سياست ها و خط مشي شرکت آگاهي يابيد.

9-  آموزش هاي خود را بالاتر ببريد
از حالت يکنواخت هميشگي بيرون بياييد و دانش خود را در زمينه ي حرفه تان بالاتر ببريد. همينطور که از نردبان ترقي بالا مي رويد، زمان برايتان لرزش زيادي پيدا مي کند. بنابراين سعي کنيد معلومات و علم خود را در کاري که انجام مي دهيد افزايش دهيد.  

10-  مربي داشته باشيد
در هر مرحله اي از کارتان، خوب است که براي خود مربي پيدا کنيد تا شما را در انجام کارهايتان راهنمايي کند. او مي تواند به شما کمک کند تا اين صنعت را بهتر درک کنيد و در کارتان موفق تر باشيد.

هشيار باشيد و مثبت فکر کنيد
هر کس بايد در جايي شروع کند. ممکن است از خود انتظار داشته باشيد که کاري مهمتر و چالش برانگيزتر داشته باشيد اما شکايت نکنيد. از منفي بافي در مورد کارتان دوري کنيد، و سعي کنيد که بهترين استفاده را از موقعيت فعليتان ببريد. آگاهي هايتان را افزايش دهيد و مهارت هايتان را توسعه دهيد. در حد توانايي هايتان کار کنيد و به زودي خواهيد ديد که خستگي و ملالت ناپديد مي شود.


بر گرفته از سايت مردمان

9 تصور غلط در مورد ازدواج به همراه حقايق آنها

در جـامـعه مـا بـرخـي عـوامـل اجـتـماعي و عقيدتي باعث
گرديده دربـاره پـديـده ازدواج تـصـوراتـي اشتـبـاه در اذهــان
عـمومي شـكـل گيـرد كـه همـيـن امـر سبب ميگردد افــراد
با توجه به همين تصورات اقدام به ازدواج نمـوده و يــا از آن
امتناع ورزيده و در اين راستا دچار مشكلاتي گردند. اكنون
به 9 مورد از اين اشتباهات بـهـمراه واقعـيـتهاي آنها اشاره
ميكنيم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 1
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: ازدواج منافع بيشتري براي مردان دارد تا زنان.

حقيقت: پژوهشهاي اخير نشان داده اند كه هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه يك ميزان منتفع ميگردند. هم مردان و هم زنان هنگامي كه ازدواج ميكنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غني تر زندگي كرده و طول عمرشان نيز بيشتر مي شود. الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتي منفعت بيشتر و زنان از لحاظ مالي بيشتر منفعت كسب ميكنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل آنهـا را بـه يـكديـگر نزديـكتـركـرده، و مـيــزان خوشبختي زناشويي آن دو را افزايش ميدهد.

حقيقت: بسياري از بررسـي ها نـشانـگر آن اسـت كـه ورود نـخسـتـين كودك به زندگي زوجين سبب دورتر شدن مرد و زن از يكديگر شده و اسـتـرس بيـشـتري بـر زنـدگيـشـان تحميل مي گردد. هر چند كه زوجهاي صاحب فرزند نرخ طـلاق كمتري نسبت به زوجهاي فاقد فرزند دارا ميباشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: راه حلهاي كاميـابـي دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالي و عشق رومانتيك ميباشد.

حقيقت: بيش از شانس و عشق،عـلل مهمتري كه سبب موفقيت در زندگي زناشويي ميگردد تعهد و دوستي و همدلي ميباشد. يـك زوج موفق اينگونـه از ازدواجشـان سـخن بميان مي آورند: دستيابي به زندگي مـطلوب مسـتـلزم فـداكاريها، از خود گذشتگيهاي زيـاد و تـلاش بســيار بوده و تعهد به يكديگر و نهاد خانواده مبنا و اساس آن مي بـاشـد. خوشبخت ترين زوجها، دوستاني مي بـاشـنـد كـه زنـدگيـشان را بـا يـكديـگر بـه اشتراك گذاشته و ارزشها و منافع يكسان و همسويي دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: هر مقدار زن تحصيل كرده تر باشد، احتمال آنكه وي ازدواج كند كمتر است.

حقيقت: بررسي هاي اخير نشان دهنده آن است كـه احــتمال آنكه زنان فارغ التحصيل دانشگاهي ازدواج كنند از همرديفان فاقد تحصيلات دانشگاهي آنها بيشتر ميباشد.

 

تصورات غلط ديگر...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 5
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند، و بـيـشـتر از تفاهم داشتن ميان خودشان مطلع مي بـاشند، ازدواج رضايت بخـشتر و ماندگار تري نسبت به زوجهاي ديگر دارند.

حقيقت: بسياري از بررسي ها نشان مي دهد كـه افـرادي كـه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند (خارج از چارچوب ازدواج) از ازدواجشان رضايت كمتري داشته و احتمال آنكه عاقبت از يكديگر جدا گردند بطور قابل ملاحظه اي بيشتر است. يـك عـلت آن اين مي باشد كه افرادي كه با يكديگر همخانه بوده اند نسبت به تـعهد سهل انگار تر بوده و آن را كمتر جدي مي گيرند و احتمال اينكه در صـورت بـروز مشـكلات زير همه چيز بزنند بيشتر است. علاوه برآن زندگي مشترك خارج از نهاد ازدواج، خوشبختي در ازدواج را دشوار تر و انگيزه كمتري را براي يافتن راه حل براي مناقشاتشان در آنها ايجاد ميكند. اما يك استـثـنـاي مـهـم وجود دارد: افـرادي كـه پـيـش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند و تصميم دارند در آينده نزديك بـا يـكديـگر ازدواج كرده و بـراي همـيـشه در كنار هم بمانند شانس برابري با افرادي كه قبلا با يكديگر زندگي نكرده اند براي دستيابي به يك ازدواج موفق و سعادتمند دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 6
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زن در صورت ازدواج در معرض خطر خشونت خانوادگي بيـشتـري نسبت به زماني كه مجرد باقي بماند قرار ميگيرد.

حقيقت: بررسيها نشانگر آن ميباشد كه مجرد ماندن زن و از آن مهمتر زندگي كردن زن با يك مرد خارج از چهارچـوب ازدواج قـانـوني وي را در معرض خطر خشونتهاي خانوادگي بيشتري قرار ميدهد. شايد يك دليل آن اين موضوع ميباشد كه زنان متاهل ممكن است خشونت هاي خانوادگي را بطور قابل ملاحظه اي كمتر گزارش دهند. و يا آن كـه احتمال آن كـه زنـي حــاضر گردد با يك مرد خشن ازدواج كند بسيار اندك است. امـا در حـقـيـقت احتمال آنكه مرد متاهلي دست به خشونت بزند كمتر مي باشد زيرا وي براي سلامتي همسر خود و تشكيل خانواده سرمايه گذاري بيشتري (نسبت به مرداني كه صرفا با يك زن همخانه ميباشند)كرده اند و در واقع آنها را وارد يك اجتماع يكپـارچه تر و داراي قوانين بيشتري كرده است. فـشارهـاي اجتـماعي بـنـظر مـيرسد مردان را وادار ميكند تا بيشتر مراقب رفتار خشونت آميز خود باشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 7
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: افراد متـاهـل رضـايـت كـمتـري از روابـط جنـسي خـود داشـتـه و اصولا روابط جنسي كمتري نسبت به افراد مجرد دارند.

حقيقت: بنابر تحقيقات گسترده، افراد متاهل روابط جنسي بيشتـر و بـهتـري نسبت به همتايان مجرد خود دارند و نـتنها آنان روابط جنسي متعدد تري دارند بلكه لذت بيشتري نيز از آنها ميبرند هم از لحاظ فيزيكي و هم احساسي.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زندگي مشترك همانند ازدواج است اما بدون "يك تكه كاغذ"

حقيقت: همخانگي منافعي همچون سلامت جسماني، دارايـي و سـلامـتـي روحـي و هيجاني كه يك ازدواج برايشان به ارمغان مي آورد را براي افراد فـراهـم نـمي آورد. و ايـن گونه افراد بيشتر به مجردها شباهت دارند تا افراد متاهل. بـخشـي از آن بـه ايـن عـلــت ميباشد كه همخانه ها كمتر از افراد متاهل به يكديگر متعهد ميباشند و گرايش بيشتري به خود مختاري شخصي داشته و گرايش كمتري نسبـت بـه سـلامـتـي عمومي شريك زندگي خود دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 9
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: افراد متاهل امروزه به پاس پيشـرفتـهاي زيـاد در زميـنه علم و رفاه عمومي خوشبخت تر از افرادي هستند كه در گذشته ازدواج ميكرده اند.

حقيقت: سطح كلي خوشبختي در زندگي زناشويي نه تنـهـا افـزايـش نـيـافـتـه، بـلـكه كاهش نيز يافته است. يافته ها حاكي از آن است كه ازدواجـهاي امـروزي در مـقايسه با ازدواج هــاي 20 يا 30 سال پيش بطور قابل ملاحظه اي دشوارتر و اسـترس زا تـر بـوده و مشاجرات و اختلافات زناشويي افزايش و تعامل ميان زوجين كاهش يافته است.