فريد تصور مي کرد که انسان هميشه در تعارض قرار دارد و اگر فشار اين تعارضات بيش از حدشود باعث بوجود آمدن اضطراب مي شود ؛ که اين اضطراب ممکن است از طرف غرايز باشد يا از طرف وجدان فرد يا از طرف محيط که من بايد براي دفاع از خودش و مبارزه با اضطرابها دست به يکسري دفاعها بزند که فرويد آنها را مکانيزمهاي دفاعي ناميد. چون اضطرابها تقريبآ هميشه وجود دارند،پس انسان تا اندازه اي هميشه از اين مکانيزمها استفاده مي کند.من در اينجا به برخي از اين مکانيزمها اشاره مي کنم.

سرکوبي : انکار ناهشيار وجود چيزي است که موجب اضطراب مي شود. سرکوبي (واپس راني) ، انتقال چيزي از آگاهي هشيار است. نوعي فراموشي ناهشيار وجود چيزي است که موجب رنج يا ناراحتي ما مي شود و اساسي ترين و رايج ترين مکانيزم دفاعي است. سرکوبي مي تواند بر خاطرات،ادراک و حتي کارکرد فيزيولوژيکي بدن را تحت تأثير قرار دهد.مثلآ: يک مرد مي تواند سايق جنسي را چنان با قدرت سرکوب کند که عنين شود.

 انکار : به سرکوبي مربوط است و شامل انکار وجود برخي از تهديدهاي بيروني يا رويدادهاي آسيب زاست که اتفاق افتاده است . مثلآ : والديني که کودکشان مرده است ، ممکن است بوسيله بدون تغيير نگهداشتن اتاقش، فقدان او را انکار کنند.

 واکنش وارونه:نشان دادن تکانه و رفتاري که با تکانه اي که واقعآ شخص را تحريک مي کند، مخالف است.شخصي که قويآ توسط تکانه هاي جنسي تحريک مي شود، ممکن است آنرا سرکوب کرده و با رفتاري که از نظر اجتماعي پذيرفتني است، عوض کند. مثلآ: فردي که توسط تمايلات جنسي تهديد شده، امکان دارد آنرا وارونه کند و تبديل به مبارزي عليه هرزه نگاري شود. شخص ديگري ممکن است پرخاشگري خود را بصورت نگراني بيش از حد براي رفاه ديگران و يا صميميت نشان دهد.

فرافکني: نسبت دادن تکانه هاي ناراحت کننده به فرد ديگر . تکانه هاي شهواني ، پرخاشگري و غير قابل قبول ديگر، به صورتي ديده مي شود که ديگران از آنها برخوردارند و نه خود شخص. در واقع شخص مي گويد: " من از او متنفر نيستم ،او از من متنفر است."

 واپس روي: برگشتن به دوران پيشين زندگي که لذت بخش تر و بدون ناکامي بوده است و نشان دادن رفتارهاي بچه گانه ي وابسته اي که ويژگي آن دوران امن تر است.

دليل تراشي: تعبير مجدد رفتار براي اينکه منطقي تر، پذيرفتني تر و کمتر تهديد کننده باشد. مثلآ: فرد دوست داشتني که پيشنهاد شما را رد مي کند،اکنون به نظر مي رسد که معايب زيادي دارد.

 جا به جايي:جا به جايي تکانه از موضوعي تهديد کننده يا غير قابل دسترس به موضوعي جانشين که در دسترس است. مثلآ : شخصي ناراحتي خود از رئيسش را به کارمند زير دستش جا به جا کند و سر او داد بزند.

والايش: تغيير دادن يا جابجا تکانه ها بوسيله ي منحرف کردن انرژي غريزي به رفتارهايي که از نظر اجتماعي قابل قبولند. مثلآ : انرژي جنسي مي تواند به رفتارهايي که از نظر هنري خلاق هستند، منحرف شود يا والايش يابد. نتيجه گيري:در آخر بايد اين نکته را عرض کنم که دفاعها تقريبآ‌ هميشه ناهشيار هستند، باعث ارضاي کامل غريزه نمي شوند بلکه آنرا منحرف يا انکار مي کنند و اينکه براي بهداشت رواني ما ضروري هستند.

 

 

    

خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا

.......................

* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.

* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند.

* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند.

* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم"

 ميباشند.

* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.

* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.

* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.

* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.

* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را

 فرافكني نميكنند.

* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.

* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.

* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند.

* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.

* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.

* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند.

* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.

* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.

* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.

* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.

* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.

* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.

* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.

* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.

* نيازي به كمالگرايي ندارند.

* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.

* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.

* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.