نظريه ارسطو

ارسطو اعتقاد داشت که جسم و روان دو جنبه متفاوت از يک جوهر هستند. جسم ماده اين جوهر و روح صورت اين جوهر است. او به استقلال جسم و روح از يکديگر اعتقاد داشت.

نظريه دکارت

دکارت به وجود دو جوهر مستقل اعتقاد داشت. يکي جوهر جسم و ديگري جوهر روح. از نظر او جسم و روح دو امر جداگانه هستند که هيچ يک بر ديگري تاثير ندارد. نه علت‌هاي رواني مي‌توانند معلولهاي جسمي بوجود آورند و نه علت‌هاي جسمي قادر به ايجاد معلولهاي رواني هستند.

نظريه لايپ نيتس

لايپ نيتس (Liebnitz) اعتقا داشت، روح و جسم مستقل از يکديگر هستند، اما در مسيرهاي موازي حرکت مي‌کنند. در واقع هر رويه رواني به يک رويه جسمي مربوط مي‌شود، ولي هيچ يک از آنها عامل تغيير ديگري نيست. اين ديدگاه به نظريه توازي (Parllelisme Theory) معروف است.

نظريه واتسون

واتسون بنيانگذار رفتارگرايي معتقد بود که آنچه را روح مي‌ناميم، چيزي جز رفتار نيست و هنگامي که بدين واقعيت توجه کنيم، مي‌بينيم که روح و جسم در واقع يک ماهيت دارند، زيرا رفتار شکل بخصوصي از فعاليت فيزيولوژيک (جسم) است. اين ديدگاه به نظريه هم ماهيتي (‌Identity Theary) معروف است.

 

 

رشته‌هاي مرتبط با روان شناسي فيزيولوژيک

 

با توجه به هدف اساسي روان شناسي فيزيولوژيک که رابطه بين جسم و روان و تعملاتي بين آن دو برقرار است مي‌باشد. ارتباط اين رشته با شاخه‌هاي مختلف روانشناشي و علوم زيستي روشن مي‌شود. در حوزه‌هاي مختلف روان شناسي مي‌توان گفت با تمامي آنها ارتباط دارد، هر چند برخي روابط صورتي روشن و واضح دارند و روابطي مستقيم و تنگاتنگ هستند.

در هر حال روان شناختي فيزيولوژيکي به دنبال پايه‌هاي فيزيولوژيک براي مباحث مختلفي مي‌گردد که در حوزه‌هاي مختلف روان شناسي مطرح هستند. مثل پايه‌هاي فيزيولوژيک براي يادگيري و حافظه در روان شناسي يادگيري ، پايه‌هاي فيزيولوژيک براي بحث بلوغ در روان شناسي رشد ، خشونت و پرخاشگري در روان شناسي اجتماعي ، هيجانها در روان شناسي عمومي ، بيماريهاي رواني در روان شناسي باليني و ... .

از سوي ديگر اين شاخه پيشرفت خود را مديون يافته‌هايي است که علوم زيستي مطرح هستند. بين فيزيولوژي ، علم پزشکي و درماني ، فارماکولوژي روابط روشني ديده مي‌شود. به عنوان مثال در شاخه علوم پزشکي و روانپزشکي آنچه به عنوان دارو درماني براي درمان بيماريهاي رواني مورد استفاده قرار مي گيرد، تا حدودي مديون يافته‌هاي روان شناسي فيزيولوژيک است.